تبلیغات
❀پَـــــرواز בَر رویـ ـ ـا❀


❀پَـــــرواز בَر رویـ ـ ـا❀

ღ OnE Day He`ll Be Come ........We Waitting 4 Him...ღ

این وبلاگ دیگه آپ نمیشه
منتقل شد به
اینجا

نوشته شده در یکشنبه 1 بهمن 1391 ساعت 07:38 ب.ظ توسط Paria نظرات |

پپسی  دستش رو شد

درون این نوشابه از جنین برای طعم دهنده و از جنین دختر برای غرایز جنسی استفاده میشه


 حالا کلمه های پپسی را کنار هم بذاریم و در اخر معنی کنیم P.E.P.S.I

  Pay Each Penny Save Israel

یعنی:هر پنی که میپردازی برای حفظ اسرائیله






نوشته شده در یکشنبه 30 مهر 1391 ساعت 07:03 ب.ظ توسط Paria مُـ ـ نـتـَـظِــ ــــــــر |

انشاالله عروسی دختر عمو


زمان جنگ برادری از مازندران میخواست اعزام شود مادرش هی میگفت:نه نه کی برمیگردی؟

یک نگاهی کرد سرسفره گفت:

انشا الله عروسی دخترعمو برمیگردم.


دخترعموش هشت سالش بوده.همه خندیدند این هم رفت و شهید شد و جسدش برنگشت.

مفقود الاثر

یکسال

دوسال

سه سال

....تا سال هشتم که گفتند بدنش پیدا شدهوویک مشت استخوان را اوردند تحویل مادر دادند

مادر نشست کنار این بدن....حالا امشب چه شبی؟!..شب عروسی دخترعموش.!!!..

عروسی بهم خورد..

.دخترعمو یه گوشه ایی نشست یه دختر16ساله تو دلش گفت:حالا یک مشت استخون چه وقت اومدنش

بود؟حالا فردا میومد عروسیمو خراب کرد...

اما به کسی نگفت ...یه وقت خوابش برد دچار کابوس شد

دید افتاده تو یک باتلاقی فرو میرود  وهرچه میخواست داد بزند

صداش در نمی آمد وبیشتر فرو میرود دستش بیرون مانده بود..دلش شکست گفت:خدایا!یعنی هیچکس نیست به دادم برسه؟من

نمیخوام بمیرم

یه وقت یه دست غیبی امد این دختر را بیرون کشید و یه گوشه ایی گذاشت

گفت:خدایا این دست چی بود؟از کجا اومد؟تو این جای خلوت و تاریک منو نجات داد؟


صدای غریبی اومد و گفت:دخترعمو این دست همان یک مشت استخوان است که دیشب امد


عشق یعنی استخوان و یک پلاک                       عشق یعنی سینه های چاک چاک

                                                                                                          حجت الاسلام آقای ضابط



http://www.saelin18.com/wp-content/uploads/2011/12/00411.jpg






شهیدی که در قبر خندید

محمد رضا حقیقی را می شناسی؟

 همان شهیدی كه خنده او در هنگام دفن پیكر مطهرش مشهور است.http://img.tebyan.net/big/1388/12/1994370208246221562388213714917526118174223.gif

محمدرضا چهارسالگی ات یادت هست؟ آن هنگام كه اولین حرف زشت را در خیابان شنیده بودی،


بغض كرده بودی كه حرفی را شنیده ام كه اگر بگویم دهانم نجس می شود ! تو در چهارسالگی ناپاكی باطنی را از كجا می فهمیدی؟

یا سیزده سالگی ات ؟

• دوستانش برایم گفتند كه وقتی نماز جماعت تمام شد و همه رفتند محمدرضا سر گذاشت به سجده و مدتی همان جور ماند. خشكش زده بود هرچه صبر

كردند او سر از سجده بر نداشت یكی از بچه ها گفت خیال كردیم مرده !

وقتی بلند شد صورتش غرق اشك بود از اشك او فرش مسجد خیس شده بود

. پیرمردی جلو آمد و پرسید : بابا ! چیزی گم كرده ای ؟

پاسخ شنید نه . پرسید چیزی می خواهی پدرت برایت نخریده؟ سری تكان داد كه نه . پرسید :

پس چرا اینجور گریه می كنی ؟ گفت : پدر جان! روی نیاز ما به خداست  اگر من در سجده مرادم را نگیرم پس كی بگیرم؟

• بعد از ظهری تو همان خانه ای كه در اهواز داشتیم استراحت می كردم اغلب همسایه هامان عرب بودند . سر و صدای بچه هایی كه در كوچه بازی می كردند

آسایش را از ما سلب كرده بود تازه چشمهایم گرم شده بود كه با صدای شكستن شیشه از خواب پریدم . از وحشت بدنم می لرزید... با بی توجهی گفتم :

ای خدا من از دست این بچه عرب ها چه كنم؟


محمد رضا تا این حرف را شنید نگاهی به من كرد از آن نگاه ها پیش رویم ایستاد و گفت : بابا چه گفتی؟

با غیظ حرف خودم را تكرار كردم .

اخم هایش را درهم كشید و گفت : ‌باید بروی و از همه همسایه ها از بالا تا پایین كوچه عذر خواهی كنی . شما غیبت همه ی عرب ها را

كردی بستانی ها سوسنگردی ها و ...

من آنروز به او خندیدم در حالیكه باید به زبانی كه لجام آن گسیخته بود می گریستم.



• در گوشه ای از دفتر خاطراتت شعر زیبای حافظ را به خط خوش نوشته بودی


روز مرگم نفسی وعده ی دیدار بده       وانگهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر  







من كه خبر نداشتم پدرت آن را چون جان شیرین نگهش داشته بود و به من نشان داد شاید اگر خودم ندیده بودم باور نمی كردم تو به جای عبارت « فارغ و آزاد» با 


خط خود نوشته بودی « خرم و دلشاد»  حالا شعر حافظ اندكی تغییر كرده بود

وانگهم تا به لحد خرم و دلشاد ببر

چه كسی می دانست این دعا دو ماه دیگر مستجاب خواهد شد؟ اجابت این دعا همان و آن خنده ی دندان نما همان!

• محمد رضا! من مانده ام كه تو چه كردی كه خدا این گونه سخنت را شنید و دعایت را اجابت كرد؟ تو چه دیدی كه با لب خندان رفتی؟ آن چه

جذبه ای بود كه دگر بار روح تو را به جسم تو بازگرداند؟

هزاران نكته دارد زندگی اش، یك از یك زیباتر، با شكوهتر، اگر خواستی بیشتر بدانی از كتاب « می شكنم در شكن زلف یار» صفحه خنده

دندان نما، حكایت محمد رضا را كه وعده ی دیدار گرفت لبخندش ثابت می كند .


شبی مادرش اورا در خواب دید و به او گفت:مادر چرا خندیدی؟آیا زنده بودی؟

وی پاسخ داد:شهید مرده و زنده ندارد من بالای قبر بودم و به خاطر شما داخل قبر شدم و خندیدم

علت خنده این بود چیزی را دیدم که در دنیای شما هرگز وجود ندارد

به خاطر همین لبخند زدم


او این موضوع را 4بار بیان کرد و پس از اینکه مادرش این موضوع را با یکی از علما درمیان گذاشت


به او گفتند شهید به طور واضح دیدارش با خداوند تعالی را در عرش اعلا بیان نموده است..




نوشته شده در چهارشنبه 26 مهر 1391 ساعت 06:18 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران‌، در حالی كه مسلمانان سراسر جهان

 از انتشار فیلم موهن ساخت كشور آمریكا به خشم آمده

 و خواستار توقف پخش این فیلم شده‌اند

شرکت آمریكایی گوگل این فیلم را در یكی از سایت‌های زیر مجموعه خود به صورت

 گسترده منتشر كرده است..


http://www.yjc.ir/files/fa/news/1391/6/23/327519_595.jpg



 
این فیلم مشمئز کننده با همکاری کشیش افراطی "تری جونز" عامل صهیونیست‌ها و حامی اصلی

پروژه قرآن سوزی ساخته شده است.  فیلم موهن كه
به صورت آماتور و بی کیفیت تولید شده به

وسیله تری جونز با همکاری ۲ مسیحی مصری و 59 هنر پیشه
درباره زندگی حضرت محمد (ص)

پیامبر اسلام ساخته شده که عمق دشمنی " تری جونز" را با مسلمانان نشان می‌دهد.



نکته قابل تأمل آنکه شرکت یوتیوب بارها فیلم‌های ضد صهیونیستی از جمله فیلم‌های افشاگرانه منتشر

شده توسط مسلمانان مبنی بر دخالت صهیونیستها در پروژه قرآن سوزی و توهین به کتاب دینی

مسلمانان را حذف کرده اما
در این خصوص نه تنها  تابحال عکس العملی نداشته است بلکه انگار

نمی‌خواهد این فیلم را از روی سرور خود حذف كند!



گفتنی است مدیریت وب سایت یوتیوب یک مرد ۳۳ ساله  به نام "سالار کمانگر" است که تابعیت

امریکایی دارد! وی  از کارمندان شرکت گوگل است و
در این سمت جانشین "چاد هورلی" مدیر سابق

یوتیوب شده است.



بان کی مون فیلم موهن علیه پیامبر اسلام را محکوم کرد






ایرنا - ˈبان کی مونˈ دبیر کل سازمان ملل با محکوم کردن ساحت فیلم موهن ضد اسلامی که موجی

 از خشونت علیه آمریکایی ها در خاورمیانه بر پا کرده است ، سازندگان این فیلم و کسانی که از آن

حمایت می کنند را مسبب این خونریزی ها دانست.



به گزارش روز جمعه خبرگزاری فرانس پرس ˈوانینا مایستراجیˈ سخنگوی سازمان ملل گفت: ˈبان

کی مونˈ به دلیل اعمال خشونت بار علیه آمریکایی ها به شدت مضطرب است.



وی افزود: بان کی مون ساخت فیلم ˈ بی گناهی مسلمانان ˈ که به نظر می رسد عمدا با هدف تعصب

گرایی وخونریزی تولید شده است را محکوم کرد.



وی تاکید کرد : در این برهه زمانی بسیار بحرانی دبیرکل سازمان ملل از مسلمانان جهان خواهان

آرامش وخویشتنداری وضرورت گفت وگو و احترام متقابل است .



گزارش تصویری / تجمع دانشجویان مقابل سفارت سوئیس






منبع:
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=1695340



نوشته شده در جمعه 24 شهریور 1391 ساعت 02:35 ب.ظ توسط Paria نظرات |

چه می فهمیم شهادت چیست مردم

                                شهید وهم نشینش کیست مردم

تمام جستجومان حاصلش بود

                                   شهادت اتفاقی نیست مردم


چرا باید ما شهید بدهیم...

چرا باید ما شهید ببینیم..

ما شهید ندیده ها...


دوستانش می گفتند.

می گفتند که در طلاییه عین انسان های تشنه وسرگردان مدام از این سو به آن
 سو می رفت

به آنها گفته بود: من دیگر با شما نخواهم بودوبه زودی از شما جدا می شوم.

شب شهادتش بااینکه به شدت دندان درد داشت

 اما گفت: باید بیدار بمانم وصوت مربوط به شلمچه را

برای زائران آماده کنم .به بچه ها بگویید شلمچه یاد من هم باشند...

شهید حجت رحیمی ،حجت را بر ما تمام کرد.تا به امروز جاهل قاصر بودیم.نفهمیدیم.

نمی دانستیم.اصلا" شهید ندیده بودیم ازاین تاریخ به بعد هرچه کنیم

جاهل مقصریم وباید جواب پس دهیم.

دیگرجای هیچ عذر وبهانه ای نیست.عذری نداریم که بگوییم...

از الان به بعد همه دختران ما خواهر شهیدند وپسرانمان برادر شهید...


http://img4up.com/up2/87845513387992619035.jpg





در روزهای آخر حیات خاکی اش دوستانش عکسی از او گرفتند وگفتند:

اقا حجت چهره ات خیلی نورانی

شده.شبیه شهدا شده ای...

عکس را گرفتند وخودش رفت بالای آن نوشت: شهید حجت رحیمی...



http://www.talayedaran.ir/uploads/01_3819.JPG


http://madah.org/uploads/13266385831.jpg





شهدا !می گویند:

 اگر به بازار رفتی ودیدی که دو گدا کنار هم نشسته اند یا به هیچ کدامشان کمک نکن

یا به هردویشان یاری برسان.چون اویی که کشکول وکاسه گدایی اش پر نشده

.دلش می شکند 
که چرا به من نگاهی وکمکی نکرد .حتما" من گدای خوبی نبودم...

شهدا !چرا فقط شهید رحیمی .چرا ما.چرا من نه؟مگر ما آدم نیستیم.


مگر ما دل نداریم وتشنه نیستیم؟چرا خریداری برای ما پیدا نمی شود...


چرا درست روز پنچشنبه.روزی که در شبش همه شهدادر کربلا مهمان ارباب هستندباید او..


،باید او در دقایق آخر هفته خودش را به آن مهمانی عظیم برساند...


چرا ما نمی رسیم.شهدا مگر بدها دل ندارند؟؟؟


زندگی نامه شهید رحیمی:



شهید حجت الله رحیمی متولد 1368/12/24در شهر باغملک دیده به جهان گشود و در سن 9 سالگی به

عضویت پایگاه مقاومت بسیج سیدالشهدا باغملک درآمد وی از سال 1380در سطح مساجد وهیئت های

شهرستان مداحی می کرد ودر سال 1385 هیئت خانگی نورالائمه را با هدف گسترش فرهنگ معنوی

اهل بیت عصمت و طهارت راه اندازی نمود همزمان با راه اندازی این هیئت استقبال کننده از کاروان های

 راهیان نور چند سالی است که در منطقه جنوب فعالیت داشته است وی دانشجوی رشته کامپیوتر بوده

ودر سال 1390به عنوان فرمانده پایگاه بسیج دانشجوئی دانشگاه آزاد اسلامی باغملک منصوب گردید.


شهید حجت الله رحیمی در حالیکه تنها 7 روز تا تولد 22 سالگی اش باقی مانده بود درساعت 10صبح


مورخه 390/12/18درشهرستان خرمشهر منطقه شلمچه به دلیل برخورد با اتوبوس حامل کاروان

 دعوت حق را لبیک گفت وبه فوز عظیم شهادت

نائل آمد.



وی درطول مدت زندگی از همان کودکی عاشق اسلام،اهل بیت،وشهدای دفاع مقدس

بود شهید حجت الله رحیمی را می توان به حق از جوانان نسل سوم انقلاب که شیفته

امام و مقام معظم رهبری بوده اند نامید.وی عاشق مقام معظم رهبری بود ودر عمل این

را به اثبات رساند وی در فتنه سال1388با مدیحه سرائی و شعرهای خود در سطح

استان خوزستان نقش فعالی در بصیرت افزائی به مردم داشت. شهید حجت الله رحیمی

بارها آرزوی شهادت را طلب می نمود و بر این اساس در سال 1387 اتاق خود را تبدیل به

حجره شهدا نمود، دست نوشته ها و مطالب نوشتاری وی حاکی از آن است که وی

بارها آرزوی شهادت را طلب نموده بود وی بر همین اساس وصیت نامه عاشقانه و

سراسر معنوی خود که حاکی از روح بلندش بود را به رشته تحریر در آورد.


همچنین وی در بین دوستان و نزدیکانش به شهید ابراهیم همت، نسل جدید معروف

بودند.


وصیت نامه ی شهید رحیمی:


بارالها ! تو را شکر میگویم که به من آگاهی بخشیدی تا اینکه بدانم کیستم و از کجایم و

به کجا می روم.

خدایا ، در شهادت چه لذتی است که مخلصان تو به دنبال آن اشک شوق میریزند و این

گونه شتابان اند.

خدایا ! هدایتم کن ، زیرا میدانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است.

خدایا ! هدایتم کن تا ظلم نکنم ، زیرا میدانم که ظلم چه گناه نابخشودنی است.

خدایا ! نگذار دروغ بگویم ، زیرا دروغ ظلم کثیفی است.

خدایا ! محتاجم مکن که تهمت به کسی بزنم ، زیرا تهمت ، خیانت ظالمانه ای است.

خدایا ! ارشادم کن که بی انصافی نکنم ، زیرا کسی که انصاف ندارد ، شرف ندارد.

خدایا ! معرفتمان ده که بس بی معرفتیم.

صبرمان ده که بسیار عجولیم.

بصیرتمان ده که ببینیم انچه نادیدنی است.

کورمان کن که نبایسته ها را نبینیم و جز تو منظر نظر نباشد.

بینشی عطا کن که اهل ثمر شویم.

و فکری ببخش تا به عظمتت پی ببریم و معرفتی یابیم.

دستی ببخش تا دستگیر باشد ، و جز تو به سوی کسی دراز نشود.

قدمی عطا کن که در راه تو بپیماید.

و قدرتی که در خدمت تو باشد.

پیامبر گرامی اسلام: هر کس صادقانه آرزوی شهادت کند ، خداوند به او ثواب آن را عطا

خواهد کرد ، هر چند به شهادت نرسد.

راه کاروان عشق از میان تاریخ میگذرد و هر کس در هر زمان بدین صلا لبیک گوید از

ملازمان کاروان کربلاست.

تمام خاک را گشتم به دنبال صدای تو ببین باقی است روی لحظه هایم رد پای تو






برادر شهیدم

قسم به خون پاکت

اجازه نخواهیم داد

چون شهدای فتنه ی ۸۸

مظلوم و گمنام باقی بمانی

هر چند شهادت غریبانه ات

با سانسور شدید خبری

مواجه شد

و هیچ رسانه ای

حاضر به درج آن نشد

برادر جان

به تو افتخار می کنیم


ننگم باد اگر بخواهم فراموش کنم او را،هدفش،مقصدش را...

قسمت مباد به فتوای نام ونان

                مشغول آب ودانه بگردد کبوترم

ای آسمانیان که زمین جایتان نبود

                 مانده است خاطرات شما لای دفترم

باشد حرام شیر حلالی که خورده ام

               روزی اگر زخون شما ساده بگذرم...


این بار با تو می گوییم.شهید همسفر نیمه راهمان...

دستی ،دعایی،نگاهی،صدایی،این بار تو ثابت کن که سواره از حال پیاده خبر دارد.

یعنی می شود روزی ما از خادم الشهدایی به مقام شهیدان برسیم.؟...

تو همان خادم الشهدایی که شهید شدی.

برای ما وگرفتاری وبلاتکلیفی وآشوب این روزهایمان دعا میکنی...

داریم از پا می افتیم.

هل من ناصر ینصرنی...


هدیه به روح پاکش صلوات

آن مرغ خوش آواز چه زیباست به پرواز           مبهوت منم،خیره دراو ،چشم ودهن باز

بر خاک منم دلبسته ودر بند حصاری             در حسرت پرواز وسراپاهوس وآز

گر آلت پرواز به من نیست عجب نیست         مرغ قفسم،نیست مرا عادت پرواز [http://]






مداحی شهید رحیمی


[http://]




منبع:http://behbahan9.mihanblog.com/post/319

نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور 1391 ساعت 01:28 ب.ظ توسط Paria مـ ـ نـتــظــ ــــــــر |


http://img4up.com/up2/10482478126023224322.jpghttp://img4up.com/up2/67990398874752416098.jpghttp://img4up.com/up2/73408856343964532140.gif



دانه‌های مروارید را که لای موهایش کار گذاشتند، توی آینه خودش را برانداز کرد.

مرواریدها به طرح لباس و تور بالای سرش خیلی می‌آمد.ذوق عجیبی

همه‌ی وجودش را پر کرده بود.

آرایشگر گفت: عروس خانوم! دیگه کارت تموم شده. آقا داماد هم که بالا،

دم در منتظره. ایشالا
خوشبخت شی.بلند شدا

و خواهرش چادر سفیدی را سرش انداخت.

دست گرفت به چادر و دور صورتش، به آرامی لبه‌های چادر را مرتب کرد.

آرایشگر گفت: خیلی خب دیگه! موهاتو خراب کردی که دختر! یه ذره شل‌تر بگیر .

وقتی می‌گم شنل
 کرایه کن، برای همینه دیگه…



رو کرد به آرایشگر و گفت: من نگرانِ مهمتر از موهامم. موهام خراب بشه بهتر

ازینه که یه عمر
زندگی و آخرتم خراب بشه…


http://files1.donbaler.com/1/1338659515298758_large.jpg

نوشته شده در دوشنبه 30 مرداد 1391 ساعت 10:46 ب.ظ توسط Paria مـ ـ نـتــظــ ــــــــر |

http://khabaronline.ir/Images/News/Smal_Pic/26-5-1391/IMAGE634807265145019565.jpg



سیمای جمهوری اسلامی ایران در بخش خبری خود تصاویر بازدید رهبر انقلاب از مناطق زلزله زده آذربایجان را منتشر کرد.

معظم له در این بازدید در جمع آسیب دیدگان یک روستا کمک رسانی به زلزله زدگان را خوب توصیف کردند و در عین حال تاکید کردند مقاوم سازی بناها از وطایف سنگین دستگاههای اجرایی است.

ایشان هدف اصلی از سفر به این مناطق را ابراز همدردی با مردم داغدار و عرض تسلیت بیان فرمودند و تاکید کردند: ملت ایران با مردم مناطق زلزله‌زده همدرد و همدل هستند.

حضرت آیت الله خامنه‌ای تصریح کردند: ملت ایران ، مردمی یکپارچه و متحد هستند و همین اتحاد و یکپارچگی موجب قدرت و نیرومندی آن‌ها شده است.

[http://]

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/20763/C/13910526_0420763.jpg



http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/5/26/105354_610.jpg



منبع:http://www.persianv.com/preview/202083.php


نوشته شده در پنجشنبه 26 مرداد 1391 ساعت 05:09 ب.ظ توسط Paria مـ ـ نـتــظــ ــــــــر |

بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب های منطقه، به هم ریختن اوضاع اقتصادی در غرب، اعتصابات و تجمعات گسترده مردم در سرزمین های اشغالی و از همه مهمتر بیداری اسلامی همه و همه باعث شده است که روز قدس امسال رنگ و بویی دیگر داشته باشد.

برادران و خواهرانم باید امسال سنگ تمام بگذارید چراکه صهیونیزم جهانی از بیم بیداری اسلامی شدیدا در حال فعالیت و متوجه نمودن اعراب به ایران اسلامی با عنوان دشمن درجه یک اعراب و مجوسان رافضی است.

تجربه نشان داده است هرگاه فشار کشورهای مسلمان علی الخصوص همسایگان این رژیم جعلی زیاد می شود ، اسرائیل این انرژی و شور را به سمتی دیگر منحرف می گرداند(نمونه اش جنگ عراق با ایران).

چندی است در فضای مجازی و سایبری موج عجیبی علیه ایرانیان به راه افتاده است تا از این روش برای تنفس اسرائیل استفاده نمایند .

همانطور که در پستی دیگر عرض نمودم باید در فضای مجازی با این موج اتحاد شکن در جهان اسلام مقابله نماییم و از آنجاکه بر همگان آشکار است که روز قدس ابتکار ایرانیان است باید به نحو احسن از این یادگار امام خمینی (ره) حسن استفاده نموده و در حالی که اسرائیل در گیر اعتصابات داخلی است علاوه بر محکم نمودن ریشه های پیوند در میان مسلمانان فشاری جهانی را علیه این غده سرطانی وارد نماییم. و فراموش نکنیم اولین روز قدس پس از بیداری اسلامی باید رنگ و بویی متفاوت داشته باشد.

در این راستا موارد زیر پیشنهاد می گردد:

      1-تمام عزیزانی که توانایی حضور در فضای سایبری را دارند روز قدس را به موجی خبری حد اقل در جهان اسلام تبدیل نمایند (ثبت صفحاتی به نام روز قدس به زبان انگلیسی و عربی درفیس بوک و اتاقهای گفتگوی مسلمانان و یا هر روش دیگری )

      2- به آتش کشیدن پرچم اسرائیل ، امریکا ، ناتو و انگلیس در راهپیمایی ها و در دست داشتن شعار هایی با مضامین وحدت بخش علیه صهیونیزم جهانی

      3-به آتش کشیدن نماد آبلیسک در تمام شهر های ایران اسلامی در راهپیمایی روز قدس و پیشنهاد چنین کاری به دیگر مسلمانان برای تبدیل نمودن این کار به یک سنت ضد صهیونیستی در سالهای دیگر  (جریان شیطانی صهیونیزم تعصبی عجیب در مورد آبلیسک دارد)

      4-از تمام فعالیت های شما عزیزان باید مستندات تصویری تهییه شده و در اسرع وقت در فضای مجازی منتشر گردد لذا خواهش مند است از لحظه سردادن شعار های اسلامی و همچنین وحدت بخش و نیز به آتش کشیدن پرچم ها و نماد هایشان  فیلم و عکس تهییه نموده و آنرا در اینترنت به نام شهر خود و همچنین ایران عزیز آپلود نمایید.(برای نمونه کاری کنید نتیجه سرچ کلمه آبلیسک در یوتیوب صد ها فیلم از به اتش کشیدن این نماد شیطانی در تک تک شهر های ایران باشد و یا کسی با سرچ کلمه اسرائیل در چنین سایت هایی نتیجه ای جز کلیپ های ضد صهیونیستی بدست نیاورد ).

تا جمعه فرصت چندانی نداریم فلذا عزیزان در انتشار این مطلب و برنامه ریزی در شهرهایشان برای حضور گسترده در راهپیمایی و هچنین رسانه ای نمودن این امر در فضا های مجازی مانند فیس بوک سعی جدی نمایند.

به امید یک پارچگی امت رسول الله(صلی الله علیه و اله وسلم) و به امید ظهور مولی و سرورمان حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که صد البته نزدیک است.


http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/5-6-1388/IMAGE633869766036708836.jpg




نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد 1391 ساعت 09:59 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |


در آن شب قدری که قدرش را نمی دید / دست شقاوت تیغه ای از کینه ها داشت

در سجده افتاد آفتاب و ذکر می گفت / در زیر لب«فزت برب الکعبه»را داشت . . .

شهادت امام علی (ع) تسلیت

.

.

.

در برج ولامهر جهان تاب علی(ع) است/ در شهر علوم نبی باب علی(ع) است

از اول خلقت بشر تا امروز / مظلوم ترین شهید محراب علی(ع) است . . .

.

.

.

ناله کن اى دل به عزاى على(ع) / گریه کن اى دیده براى على(ع)

پیش حسین و حسن و زیبنین(ع) / خون چکد از فرق هماى على . . .

.

.

.

شد کشته بمحراب عبادت حید / هر دیده بحال مرتضی می گرید

بـا گفتن “قد قتل” ز جبریل امین / در خلد برین خیر نساء می گرید . . .

.

.

.

ای خدا شیعه دلش محزون است / از غم عشق علی مجنون است

این همان ماتم عظمی باشد / سحر آخر مولا باشد . . .

.

.

.

دنیای دنی، جای کسی همچو علی نیست / آغشت به خون، روی جهان‏تاب علی را

تا رد نکند خالق او، خواهش اورا / ز آن رنگ شهادت زده، محراب علی را . . .

.





http://www.img4up.com/up2/12014831152523608237.jpg

نوشته شده در پنجشنبه 19 مرداد 1391 ساعت 09:56 ق.ظ توسط Paria مـ ـ نـتــظــ ــــــــر |

http://www.img4up.com/up2/50478075117130738615.jpghttp://www.img4up.com/up2/59529554708644025746.gifhttp://www.img4up.com/up2/20251321342951695377.png


    

امروز خیلی توپم پره میدونی؟...چقدر خوب که میدونی....

چه سوال مسخره ای خب معلومه همه چیو میدونی معلومه که از همه جا خبر داری...ماییم که اینجا زیر

کولر نشستیم پشت میز کامپیوترمون و از هیچی خبر نداریم و بیخیال اون چیزایی هستیم که داره تو

 جهان اطرافمون رخ میده...چون تو کشور خودمون تو راحتی و رفاه به سر میبریم فکرمیکنیم همه جا

همینطوره فکرمیکنیم:همه جا خوبه همه چی آرومه همه راحتن همه تو رفاهن

اما دیروز مهشید منو دعوت کرد برم به آپ جدیدش سر بزنم مهشید رو که میشناسی؟...آره همون دختره

عکسای پست جدیدشو دیدم ...قلبم تیر کشید..حالم بد شد...یهو نظرم عوض شد..فهمیدم که چقدر

حیوون تو این عالم وجود داره که ..

.میدونم که از اون آهنگ شاهین نجفی لعنت الله علیه خبر داری... میدونم که باید از وضع عراق و فلسطین خبر داشته باشی...از مردم افغانستانم خبر داری..از قیام های تو بحرینم خبر

داری..از مصرهم خبر داری....میدونم که از میانمار هم خبر داری...من چیز زیادی از سیاست و اینا نمیدونم چون سنم نمیرسه یه دختر16سالم..اما یه دختر16ساله اونقدر احساس و عاطفه داره که دلش نخواد یه سری آدم تو این وضع فجیع به سر ببرن


http://www.img4up.com/up2/76869738465923850598.png

  

 لطفا برین ادامه مطلب...







ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد 1391 ساعت 05:36 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |

 

http://www.img4up.com/up2/89365758817001112106.gifhttp://www.img4up.com/up2/32447694372770888957.gifhttp://www.img4up.com/up2/17841851895780459399.gif


هر کجا سلطان است، دورش سپاه و لشکر است / پس چرا

سلطان خوبان بی سپاه و لشگر است؟

 

با خبر باشــید ای چشم انتظاران ظهــــور / بهترین سلطان

عالم از همه تنهاتر است...:(



http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/05/mahdi.jpg

 


نوشته شده در دوشنبه 2 مرداد 1391 ساعت 02:53 ب.ظ توسط Paria . |

http://www.img4up.com/up2/97798545980215222890.jpghttp://www.img4up.com/up2/53120337688779009136.jpghttp://www.img4up.com/up2/23605739239166729405.jpg


سلام خدمت  همه ی دوستای خوب وبلاگیم..

 حوصلم سر رفته بود گفتم هم یه آپی کرده باشم هم درد و دل کنم...

خواهش میکنم برین ادامه مطلب حرفام خیلی مهمه...


ادامه حرفام
نوشته شده در شنبه 31 تیر 1391 ساعت 05:57 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |

http://www.img4up.com/up2/68924491090732107523.jpghttp://www.img4up.com/up2/89508767583397543028.pnghttp://www.img4up.com/up2/13225858978347684887.jpg
 

 

در خلـــــــــــــوت شب ز حــق صـدا می‌آید
از عطر سحر بوی خدا می‌آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت
کز مرغ شب ، آواز دعا می‌آید . . .
ماه رمضان مبارک...



http://www.img4up.com/up2/35472041649368569311.jpg




برین ادامه مطلب..متن زیبایی..امیدوارم خوشتون بیاد





ادامه
نوشته شده در جمعه 30 تیر 1391 ساعت 08:35 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |

                               http://www.img4up.com/up2/56692448351557341695.jpghttp://www.img4up.com/up2/77671287385657828389.gifhttp://www.img4up.com/up2/90292183032144291010.jpg                                          


سلام دوستان.....

خوبین؟..امروز داشتم یه نگاهی به کتابام مینداختم که چشمم به یه داستان

کوتاه افتاد..خیلی خوشم اومد حیفم اومد براتون نذارم برین پایین

بخونینش...امیدوارم که شماهم خوشتون بیاد...

 

 

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی مودبانه گفت: ببخشید آقا! من می‌تونم یه

کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت

و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود،

او را به دیوار کوفت و فریاد زد.

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری... خجالت نمی‌کشی؟

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش‌های مرد عصبی شود و واکنشی نشان دهد،

همان طور مودبانه و متین ادامه داد.

خیلی عذر می‌خوام، فکر نمی‌کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون

اجازه نگاه می‌کنن و لذت می‌برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم...

حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم.

مرد خشکش زد... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی

زنش را برانداز کرد...                    


نوشته شده در پنجشنبه 29 تیر 1391 ساعت 05:12 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |

   http://www.img4up.com/up2/81162605675795128277.gifhttp://www.img4up.com/up2/06636229575379793290.gifhttp://www.img4up.com/up2/38414213835910378391.gif  



-هرروزصبح ساعت 8 یا 7 بیدارمیشم...هرروز...

 

-هرروزصبح صبحانه میخورم...هرروز...

-هرروزمیشینم پای کامپیوتر...هرروز...

-هرروز یه ساعت کتاب میخونم...هرروز......

هر روز موهامو شونه میکنم ...هر روز

-هرروزتو کارای خونه به مامانم کمک میکنم..هرروز

-هر روز کانالای تلوزیون رو زیر و رو میکنم...هر روز

-هرروزبابی حوصلگی پای حرفای دوستام میشینم... هرروز......

-هرروزبایدلباساموباهم ست کنم...معمولا" سیاه...وفقط سیاه...هرروز.....

-وهرروزشب(همون هرشب) دوباره پای کامپیوترمیشینم...هرروز

 

 

توزندگی نِتی...

-هرروزاول فانتزی فنزروچک میکنم...هرروز...وهیچ خبری نیست...اونم هرروز...

-هرروزاول اهنگهای خواجه امیری روگوش میدم...هرروز...وسه بارپشت سرهم...اونم هرروز...

-هرروزبعدفانتزی فنزمیرم میهن بلاگ...نظرای وبلاگوچک میکنم.....هرروز...

-هرروزبعدمیهن بلاگ میرم ایمیلم...هرروز...

.

-هرروزبعدایمیل میرم بازی سنتر......هرروز...

-هرروزبعدبازی سنترمیرم بلاگهای دوستام...اپ؟؟؟نه بابا... هیچی....هرروز...

-هرروزکامپیوتروخاموش میکنم ویک ساعت بعدش برمیگردم...ودوباره روال بالا...بازهم هیچ...اونم هرروز...

 

زندگیم تازه فقط یه کم تکراری به نظرمیرسه...فقط یه کم


اما...اما اگه تو بیای دیگه این زندگی تکراری و پر از بی حوصلگی نیست ...اگه تو بیای دوباره به جهانم نور و انگیزه دوباره میبخشی...اگه تو بیای پر از شو وشعف میشم...اگه تو بیای...پس کی؟...کی میای؟...میترسم خیلی میترسم که هنوز آمادگی دیدارتو نداشته باشم...خدایا این لیاقت رو به من بده که بتونم لحظه ی ظهورش ببینمش...

            http://desizntech.info/wp-content/uploads/2009/06/21.jpg







نوشته شده در چهارشنبه 28 تیر 1391 ساعت 01:28 ب.ظ توسط Paria مـــ ـ ـ نـتـظــ ـ ر |


Design By : Pichak