تبلیغات
❀پَـــــرواز בَر رویـ ـ ـا❀ - مردی از تبار گل یاس!!!


❀پَـــــرواز בَر رویـ ـ ـا❀

ღ OnE Day He`ll Be Come ........We Waitting 4 Him...ღ


در انتهاى شبى دراز
 
در میان سوسوى آینه‏ها
 
در سال مرگ برگهاى جوان
 
در پشت دیوارى از سکوت
 
مردى خواهد آمد
 
از جنس بلور
 
مردى که سکوتش، سبز
 
تنهایى‏اش، زیبا
 
و چشمهایش قشنگ‏تر از نگاه نجیب شکوفه‏هاست
 
مردى که بهترین ترانه خلقت را سر خواهد داد
 
اللَّه‏اکبر اللَّه‏اکبر اللَّه‏اکبر
 
مردى مى‏آید
 
مردى خواهد آمد
مردی از تبار گل یاس...

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

http://img4up.com/up2/30278281294899505892.jpg


برای خوندن ادامه مطلب برین ادامه مطلب..


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

این درد را به کجا برم
اى حبیب همه جان‏هاى پاک
اى حبیب هر سنگ و درخت
من، من که باید مدام به انتظار تو باشم.
من که باید چشمانم همیشه اشک آلود نیامدنت باشد .
من که باید بغض بزرگى همواره راه نفسم را بگیرد .
آسوده و بى‏خیال
به دور از تو به خود مشغول شدم
آرى همه ما به خود مشغول شدیم
رفتیم به نماز ایستادیم و نفهمیدیم که او شرط نماز؛
یعنى قبله ما
در کجا مانده است .
نفهمیدیم که او در کجا تنها مانده است .
نفهمیدیم که نماز بدون امام عشق معنا ندارد.
نفهمیدیم نماز بدون تکبیر پیشواى محبت نماز نیست و از این رو همه نمازهایمان رنگ عادت به خود گرفت .
آرى رفتیم به طواف حرم و نفهمیدیم که خورشید و ماه و ستاره، همه مخلوقات طواف وجود او مى‏کنند به پرده کعبه چنگ زدیم و هیچ نفهمیدیم که پرده کعبه حرمت لباس او را نیز ندارد. نفهمیدیم که این همه حاجیان راه صفا گم کرده‏اند .
و اینک که این همه را مى‏نگرى
گریه‏اى غریب بر دلت سنگینى مى‏کند .
چه مدت‏ها که در هنگام اشک او ما بى‏خبر بوده‏ایم !
چه ساعت‏ها که در هنگام حزن او ما بى‏خیال بوده‏ایم.
مولاى من!
آنقدر روزها و شب‏ها آمد که ما به خود نیامدیم و نپرسیدیم چرا تو در صحراها خیمه نشین شده‏اى. چرا که دور از مردمان زندگى مى‏کنى ؟
ما به خود نیامدیم و تو هر روز امیدوارى که ما به سویت برگردیم .
تو هر روز چشم انتظارى که ما براى نیکبختى خودمان ،
براى سعادت خودمان به سوى تو برگردیم .
مولاى من!
اى خسته سال‏هاى طولانى غیبت ،
اى رنجور نامردمى ما ،
اینک ما ،
در دل تار شب ،
در خلوت بى‏کسى روز ،
آرام بر مى‏خیزم ،
دو رکعتى نماز حاجت مى‏خوانم که مرا ببخشى .
دو رکعتى نماز نیاز مى‏خوانم که بدى‏ها و غفلت هایم را نادیده بگیرى ،
و تو چقدر مهربان
همه گذشته‏هایم را ، همه بدى‏هایم را ، مى‏بخشى ، نادیده مى‏گیرى
مهربان و پر نور.
مرا مى‏پذیرى . آرى صداى شکستن دلم را اول از همه تو شنیده‏اى.
دل نگران من قبل از همه تو بوده‏اى.
مهربان و پر نور ، مرا مى‏پذیرى ، و نواى گرم و صمیمى‏ات در بند بند وجودم شنیده مى‏شود که مى‏فرمایى:
خدایا خداوندا! از درگاهت مى‏خواهم که از ثواب‏هاى من مهدى بردار و در نامه اعمال شیعیانى قرار ده که اینک دل شکسته و خجلت زده برگشته‏اند.
اللهم احى به القلوب المیته



نوشته شده در شنبه 24 تیر 1391 ساعت 03:13 ب.ظ توسط Paria منتظر |


Design By : Pichak